در پرورش رهبران چه چیزی نادیده گرفته میشود؟
نویسندگان: کلودیو فیسِر، نیکولای نیلسن و مایکل دنی (آگوست 2017)
Authors: Claudio Feser, Nicolai Nielsen, Michael Rennie
تنها تعداد اندکی از اقدامات اهمیت بالایی دارند، و همینها نیازمند توجه مدیرعامل هستند
سازمانها همواره به رهبرانی نیاز داشتهاند که در شناخت چالشهای نوظهور خوب و در واکنشهای سازمانی الهامبخش باشند. امروزه به دلیل مواجهه رهبران با موج عظیمی از تحولات نوین مانند دیجیتالیشدن، افزایش قدرت دادهها بهعنوان سلاحی رقابتی و توانایی هوش مصنوعی در خودکارسازی محیط کار و ارتقای عملکرد کسبوکار، این نیاز تشدید شده است. این تحولات فناوریمحور تغییر را برای اکثر سازمانها به یک الزام تبدیل کردهاند که بهنوبه خود تقاضا برای داشتن رهبرانی بهتر را ضروری میسازد.
متأسفانه بنا به شواهد فراوان، انبوه خدمات، کتابها، مقالات، هماندیشیها، کنفرانسیها و سخنرانیهای الهامبخش که ادعا میشد پاسخ را در خود دارند (صنعتی جهانی با ارزشی تقریباً بیش از 50 میلیارد دلار)، نتایج مایوسکنندهای را به همراه داشتهاند. بر اساس بررسی اخیر مجله فورچون، تنها 7 درصد از مدیران عامل معتقدند که شرکتهایشان رهبرانی اثربخش در کلاس جهانی را پرورش میدهند و تنها 10 درصد اذعان دارند که اقدامات پرورش رهبریشان تأثیری شفاف بر کسبوکار گذاشته است. جدیدترین تحقیق ما در شرکت مککینزی نیز پیامی مشابه را در برداشت: تنها 11 درصد از بیش از 500 مدیر ارشد مورد مصاحبه در سراسر جهان با این گفته موافق بودند که «مداخلات پرورش رهبران آنها نتایج مطلوبی را به بار آورده و این نتیجه پایدار نیز بوده است».
ما در مطالعه اخیر خویش از مدیران ارشد خواستیم تا درباره شرایطی که برنامههای پرورش رهبرانشان در آنها اثربخش و نیز شرایطی که در آنها ناموفق بوده است، سخن بگویند. ما دریافتیم که اتفاقات زیادی باید رخ دهد تا پرورش رهبران در مقیاس بزرگ نتیجه دهد و هیچ برگ برنده یا گام استثنایی که بتواند بهتنهایی تفاوت میان موفقیت و ناکامی را روشن سازد، وجود ندارد (شکل شماره 1).

شکل شماره 1) هیچ برگ برنده یا گامی استثنایی برای پرورش موفق رهبران وجود ندارد ـ بیش از 40 اقدام کلیدی باید انجام شود تا شانس موفقیت تا 80 درصد افزایش یابد.
از دیدگاه آماری به نظر میرسد که چهار مجموعه از مداخلات مهمترین موارد هستند: مدون ساختن برنامه بر اساس موقعیت و راهبرد سازمان، اطمینان از دسترسی کافی در کل سازمان، طراحی برنامه برای انتقال یادگیری و تقویت سیستم برای قفلشدن روی تغییر (شکل شماره 2). این نخستین تلاشی است که ما برای گردآوردن دادههایی نظاممند درباره مداخلاتی که احتمالاً پیشران برنامههای اثربخش پرورش رهبری هستند، انجام دادهایم. جالب است که اولویتهای شناساییشده در این تحقیق تا حد زیادی تصاویر آینهای از معمولترین اشتباهاتی هستند که کسبوکارها هنگام تلاش برای بهبود توانمندیهای مدیرانشان انجام میدهند. بهطور خلاصه، اولویتهای بهدستآمده بر نقش کلیدی فناوری روز در ایجاد ضرورت و توانمندسازی برنامههای پرورش مدیران قدرتمند تأکید دارد.

شکل شماره 2) تحقیقات ما تأیید کرد که برخی اقدامات، بهویژه در چهار زمینه کلیدی نوظهور، از سایر اقدامات اهمیت بیشتری دارند.
افزایش نرخ موفقیت کلی سازمان، اتخاذکنندگان مداخلات خاص در برابر کسانی که این اقدامات را اتخاذ نکردند. عوامل مهم دیگر عبارتاند از: کارهای میدانی فرد بین مجامع (6/3 برابر)، اتکا بر نقاط قوت (4/3 برابر)، مربیگری (2/3 برابر) و توجه به ذهنیتها (9/2 برابر)
منبع: پژوهش میدانی پرورش رهبری شرکت مککینزی از 510 مدیر ارشد، 2016